الفيض الكاشاني
144
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
صغراست ، و همه هول و هراسهايى كه در قيامت كبرا وجود دارد نظير آنها در قيامت صغرا موجود است ، مانند زلزلهء زمين فى المثل زمينى كه به تو اختصاص دارد به هنگام مرگ به لرزه در مىآيد ، و تو مىدانى كه اگر در شهرى زلزله واقع شود درست است كه گفته شود زمين آنها به لرزه درآمده است هر چند شهرهايى كه در گرداگرد آن است به لرزه در نيامده باشد بلكه هر گاه تنها مسكن و خانهء انسان بلرزد اطلاق زلزله دربارهء آن صادق است ، زيرا او در صورت وقوع زلزله در سرتاسر زمين به اندازهء زلزلهء مسكن خود زيان مىبيند و از زلزله در مسكن ديگرى ضررى متوجّه او نمىشود بنابر اين نصيب او از زلزله بدون هيچ كم و كاست عطا شده است . بدان تو موجودى زمينى و آفريده شده از خاكى و بهرهء خاصّ تو از خاك فقط بدن تو است و بدن ديگرى بهره و نصيب تو نيست . زمينى كه تو بر روى آن نشستهاى نسبت به تن تو ظرف و مكان است و هراس تو از جنبش اين مكان بدين سبب است كه بيم دارى بر اثر آن بدنت به جنبش درآيد ، و گرنه هوا پيوسته در حال جنبش و تزلزل است و تو از آن بيمى ندارى زيرا بدنت را به لرزه در نمىآورد . بنابر اين آنچه از زلزلهء همهء زمين بهرهء تو مىشود تنها زلزلهء بدن تو است ، چه آن زمين تو است و خاك مخصوص به تو است ، و استخوانهاى تو كوههاى زمين تو ، سرت آسمان زمين تو ، دلت خورشيد زمين تو ، گوش و چشم و ديگر حواست ستارگان زمين تو ، مجارى عروق بدنت درياهاى زمين تو ، موهايت گياهان زمين تو ، اعضاى بدنت درختان زمين تو است ، به همين گونه است همهء اجزاى تو و هنگامى كه با فرا رسيدن مرگ اين اجزا منعدم شوند إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها واقع شده ؛ و چون استخوانها از گوشت جدا شود حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً تحقّق يافته ؛ و چون استخوانها خرد و ريز گردد نسفت الجبال نسفا صورت گرفته ؛ و زمانى كه دلت با فرا رسيدن مرگ تاريك شود كوّرت الشّمس وقوع يافته ؛ و چون گوش و چشم و ديگر حواست از كار افتد إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ ؛ و چون دماغ شكافته شود إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ و زمانى كه هراس مرگ عرق پيشانىات را سرازير كند إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ ، و چون يك ساق پايت به ديگرى پيچد در حالى كه آنها مركب تو هستند إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ و زمانى كه جان از تن جدا شود وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ محقّق شده است . من با مقايسهء همهء احوال و هول و هراسهاى مرگ سخن را طولانى نمىكنم ، ليكن مىگويم به محض مردن قيامت صغراى تو برپا مىشود ، و همهء آنچه در قيامت كبرا